اشتباهات خانم ها در روابط جنسی
گروه اول زنانی هستند که زندگی سنتی دارند و شامل خیلی از مادران و اطرافیان ما میشوند.
آنها گرفتاریهای خانگی زیادی دارند و تمام نیروی عصبی و روحی و جسمی آنان صرف فعالیتهای خانه داری میشود.
گرفتاریهای مادی و تهیه معاش هم مزید بر علت میشود تا زندگی روزمره تمام ذهن اونها رو پر کنه
و اونها رو آنچنان غرق خودشون بکنه که یکباره اونها تبدیل به یک مجسمه سنگی بشن!
اونها دیگه یا توان ندارند و یا به روابط و مسائل زناشویی نیز بچشم یکی از کارهای خونه نگاه میکنند!!
متاسفانه آنها بسرعت تحلیل میروند .
از طرفی چون این مسائل تمام ذهنیت اونها رو مشغول کرده
دیگه دارای ذهنیت آرومی نیستند که بخواهند پذیرای روحی یک مرد هم باشند.
مسلماً آقاهه هم یه زندگی متروک رو در خونه پیدا میکنه.
از طرفی زنش جداً زحمت میکشه و از طرف دیگه نه اون و نه همسرش چیزی دریافت نمیکنند!
نتیجه اینکه الکی خودشون رو راضی نشون میدن و ماسک رضایت به صورت میزنن.
ولی روحیاتشون رو مدفون میکنند.
گروه دوم زنانی هستند که از مرحله بالا سالم بیرون میان.
اونها به خودشون و روابط عاشقانه فی مابین در زندگی اهمیت میدن
و نمیگذارند مسائل اجتماعی خلوت اونها رو بهم بزنه.
ولی خوشگل اینجاست که این زنان هم ناراضی هستند!
اینها رو براحتی میتونید در اطرافتون ببینید.
زنانی که نوازش رو بسیار دوست دارند ولی بدلیل تربیت غلط ، ناآگاهانه دچار انزجار از رابطه شده اند.
تنها دلیلی که اونها حاضر میشوند ایجاد رابطه کنند این است که طرف شوهرشونه و برای همین تسلیم میشوند!!
یعنی یک تجاوز آبرومندانه!
من در مبحث نوازش گفتم که این تکنیک برای زمانیست که رابطه جنسی جوابگوی زن نیست
اما این زنان با آن مورد فرق دارند.
اینها در اثر نوازش به حالت روحی لازم میرسند ولی از رابطه لذت نمیبرند!
در واقع نوازش اونها رو اقناع میکنه ولی متاسفانه
این ارضا مصنوعی بوده و در دراز مدت شرایط وخیمی رو براتون رقم میزنه.
بعبارت دیگه آنها همیشه تشنه هستند ولی آب آنها را سیراب نمیکند!
این افراد اگر برای خود ارزش قائل نشوند و ذهنیت قدیمی را دور نریزند
و به نیازهای طبیعی خود بعنوان یک حق مسلم نگاه نکنند مسلماً به تیکهای شدید عصبی دچار خواهند شد.
آنها براحتی دچار زدگی از زندگی میشوند و پس از کله پا شدن تشریف میبرند و به گروه اول می پیوندند.
گروه سوم زنانی هستند که از مرحله دوم هم سالم بیرون می آیند.
ولی ایندفعه اینها خیلی خونگرم میباشند و در نتیجه خودشون رو از اونور بام می اندازن پایین!!
دقیقاً مثل یک شمع که داره از ۲ طرف میسوزه شعله زیادی میدهند ولی فرتی هم به پایان میرسن!
مشکل اینجاست که اونها در اثر سرکوبهای پیاپی انتظار بیش از حدی از روابط جنسی دارند.
اونها فکر میکنند اینقدر باید همخوابی با یک همسر عاشق شیرین باشد که آنها را یه ۱۰ دقیقه ای بیهوش کند!
در واقع به عقیده اونها رابطه با همسر عاشق زمانی حال میده که
مثل زنبور عسل بعد از رابطه یکی از طرفین از بین بره!!
متاسفانه سر خوردگی و انحراف در این زنان بسیار زیاد است چرا که
مفهوم آنها از سیرابی ، بدلیل سرکوب جنسی و زندگی مستمر در تخیلات
و همچنین همواره در انتظار عاشق بودن ، چیزی خارج از توان یک رابطه جنسی میباشد.
اینها باید در خودشان باز نگری کرده و نگذارند که از حد اعتدال خارج شوند.
این افراد با یک دید رومانتیک بسرعت علاقه خود را به همسر از دست میدهند
چرا که شوهر نمیتواند جوابگوی تصورات وی باشد.
چه کنیم که از این مراحل سالن بیرون بیایم؟
به رابطه جنسی به عنوان یکی از نیاز های عاطفی خود نگاه کنیم. نه کم تر و نه بیشتر.
مسلماً بشر در همه ی مواقع در حال برطرف کردن نیاز های خود میباشد. پس به نیاز جنسی هم باید به هنگام مناسبی پاسخ داده شود.
سعی نکنید خود را قربانی کارهای خانه داری کنید و هم چنین سعی نکنید در مورد کارهای خانه داری بی خیال نشوید.
همسر خود را دیوانه وار دوست بدارید اما انتظار معجزه از او نداشته باشید.
هرگاه او میل به هم بستر شدن با شما را داشت و شما آمادگی داشتید هرگز او را منع نکنید.
در روابط جنسی خجالت و ... را کنار بگذارید و تا میتوانید برای بهبود مراحل رابطه تلاش کنید. این تلاش شما از طرف همسرتان بی پاسخ نخواهد ماند. (رُک بگم: تا میتونید به همسرتون حال بدین)
امید وارم جنبه ی آموزشی مطلب رو در نظر گرفته باشید و از افکار بیجا پرهیز کنید.
سلام دوستان سعی کردم هر چیزی که میتونست براتون جالب و مهم باشه بنویسم.