ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ

- به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم

- رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت

- رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی/ گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی/ گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی/ گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی/ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری

- رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه

- میخوام مسواک بزنم  مامانم می پرسه
میخوای مسواک بزنی؟؟ میگم بله مامان جون.. 
میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟ میگم بله مامان جان..
میگه چرا این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی
منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون

- بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین

- تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس

- رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟ گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید

- تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل